قرآن چگونه جمع آوری شد؟



قرآن چگونه جمع آوری شد؟


[تصویر:  1406831519.jpg]


یکی از سوالاتی که در خصوص جمع آوری قرآن مطرح است اینکه 
آیا اولین بار که قرآن نوشته و به صورت کتاب در آمد، به همین صورت بوده است؟

پاسخ

در باره اینکه قرآن از چه زمان به این صورت جمع آوری شده، سه نظر وجود دارد:

الف: قرآن در زمان خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و با نظارت آن حضرت و در پرتو هدایت الهی 
جمع آوری شده است. 
هر چند خود حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم شخصاً قرآن را ننوشته و 
یا جمع آوری آیات را انجام نداده است.[1]

ب: قرآن موجود توسط حضرت علی علیه السلام و بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم جمع آوری 
و تدوین شده است و این کار در دورانی که حضرت علی علیه السلام خانه نشین بودند؛ 
انجام شده است.[2]

ج: قرآن بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم توسط برخی صحابه، غیر از امام علی علیه السلام، 
جمع آوری و تدوین شده است.[3]

بسیاری از علمای شیعه، 
به ویژه متأخرین و محققان معاصر، معتقدند که قرآن در زمان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم و با نظارت ایشان 
جمع آوری شده است.[4]

کسانی که رأی سوم را پذیرفته اند؛ 
نه تنها نخواهند توانست الهی بودن این دو موضوع - یعنی پیدایش سوره ها و ترتیب آنها - را اثبات کنند؛ 
بلکه در واقع آن را نفی کرده و ذوق و سلیقه شخصی اصحاب را در این مسئله دخیل می دانند.

اما برای اثبات قول اول دلایلی ذکر شده است که در ذیل به آن اشاره می کنیم:

1. در مقدمه مجمع البیان، فن خامس، از سید مرتضی علم الهدی، رحمه الله، نقل می کند که: 
قرآن در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله به صورتی که امروز هست؛ تألیف شده بود.[5]

به دلیل اینکه: 
قرآن کریم در آن ایام، تعلیم می شد و همه اش را حفظ می کردند. و آن را به رسول خدا صلی الله علیه و آله نشان می دادند؛ 
و بر وی می خواندند. عده ای مانند عبدالله بن مسعود و ابی بن کعب و دیگران، قرآن را چندین بار بر پیغمبر اکرم خواندند.

2. حاکم در مستدرک[6] از زید بن ثابت نقل می کند که می گوید: 
کنا عند رسول صلی الله علیه و آله و سلم نؤلف القرآن من الرقاع؛ 
یعنی: 
در نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم و قرآن را از رقعه ها جمع می کردیم.

علامه خوئی نیز آن را در البیان[7] از اتقان سیوطی و مستدرک نقل کرده است.

این سخن، 
صریح است در این که جمعی از کتاب وحی نزد آن حضرت گرد آمده و قرآن را - که در رقعه ها و پارچه ها بود -
جمع و مرتب می کرده اند. عبدالله بن عمر می گوید: 
قرآن را جمع کردم و هر شب آن را می خواندم. این خبر به آن حضرت رسید؛ فرمود: 
قرآن را در یک ماه بخوان...[8] 
این حدیث نیز دلالت به جمع شدن قرآن کریم در عصر آن حضرت دارد.

3. شیعه و اهل سنت بالاتفاق نقل کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: 
«لا صلوة الا بفاتحة الکتاب» 
می دانیم که سوره حمد، اولین سوره نازل شده از قرآن نیست. پس فاتحة الکتاب بودن حمد 
در زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله نشان می دهد که قرآن کریم در عصر آن حضرت جمع شده و 
سوره حمد در اول آن قرار داده شده بود.

4. در حدیث متواتر ثقلین، نقل شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی...» 
پس مشکل است که آن حضرت از کتاب الله یک چیز درهم و برهم و غیر مرتب را در نظر گرفته باشد. 
پس نظرش به کتاب تألیف یافته و مرتب شده بوده است.

5. در روایات آمده است: 
عده ای از صحابه، قرآن را در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله جمع کردند که از جمله آنها 
علی بن ابی طالب علیه السلام، سعد بن عبید، ابوالدرداء، معاذ بن جبل، ثابت بن زید بن نعمان، ابی بن کعب 
و زید بن ثابت بوده اند. در کتاب تاریخ قرآن تألیف ابو عبدالله زنجانی بعد از نقل این سخن در این زمینه، 
چند روایت از بخاری و اتفان سیوطی و از بیهقی و مناقب خوارزمی، نقل کرده است. و اینها
در البیان، تألیف آیة الله خوئی، فصل جمع القرآن، نیز مشروحاً نقل شده است. ظهور این روایات، 
در جمع ترتیب و تدوین قرآن کریم است که قهراً زیر نظر آن حضرت بوده است.

6. بالاتر از همه اینها این است که 
ائمه اهل بیت علیهم السلام به این ترتیب، اعتراضی نکرده و آن را پذیرفته اند. 
اگر این تدوین و ترتیب در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و تحت نظر آن حضرت انجام نگرفته بود؛
ائمه معصومین علیهم السلام آن را بازگو می کردند. و لااقل می فرمودند که: 
این قرآن همان است که نازل شده و لکن این ترتیب، بعد از آن حضرت بوده است. 
وانگهی، اهتمام بی حد رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به قرآن، مانع از این بود که 
این کار را انجام ندهد و از دنیا برود.[9] [10]

7. روایاتی از پیامبر(ص) در مورد قرائت بعضی از سوره ها که ثواب یک ختم قرآن دارد؛ 
دلالت بر این موضوع دارد که قرآن کریم در زمان پیامبر اکرم به صورت یک کتاب جامع و کامل، 
جمع آوری شده است؛ که ابتدا و انتهای آن مشخص بوده است. در غیر این صورت صحبت از ختم قرآن 
معنا ندارد. 
رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمودند: 
ای علی(ع) همانا مثل تو میان امت من، مثل سوره قل هو الله احد، است که هر کس آن را یک بار بخواند؛ 
یک سوم قرآن را خوانده است و هر کس دو بار بخواند؛ دو سوم قرآن را خوانده است و هر کس آن را 
سه بار بخواند؛ چنان است که همه قرآن را ختم کرده باشد.
[11]

نتیجه این که ما هر کدام از این سخنان را در مورد زمان جمع آوری قرآن بپذیریم؛ 
اما در این مطلب فرقی ندارد که این قرآنی که امروزه در دست مسلمانان است؛ همان قرآنی است که 
بر پیامبر(ص) نازل شده است و هم چنین با قرآنی که برای اولین بار جمع آوری شده در ترتیب و چینش سوره ها و آیات، 
هیچ تفاوتی ندارد.
پی نوشت ها:
[1] ن.ک: سید عبدالوهاب طالقانی، علوم قرآن، ص83.
[2] ن.ک: سید محمد رضا جلالی نائینی، تاریخ جمع قرآن کریم، ص87.
[3] همان، ص51 - 19. این نظر را اکثریت اهل سنت پذیرفته‏ اند.
[4] ن.ک: سید عبدالوهاب طالقانی، علوم قرآن.
[5] ان القرآن کان علی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله مجموعا مؤ لفا علی ما هو علیه الآن.
[6] مستدرک ، ج 2، ص 229، کتاب التفسیر.
[7] البیان ، ص 269 – 273.
[8] جمعت القرآن فقرات به کل لیله فبلغ النبی (ص ) فقال اقراه فی شهر، البیان ، ص 269 به نقل از الاتقان.
[9] نگاهی به قرآن، سید علی اکبر قرشی، مبحث ترکیب و ترتیب سوره های قرآن.
[10] برگرفته از سایت اسلام کوئست.
[11] روضة الواعظین، ترجمه مهدوی دامغانی، ص 456.
بازنشر:جام نیوز


عاقبت بخیرباشید، ان شاءالله.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : پنج‌شنبه 09 مرداد 1393
چشم‌انداز قیام حضرت مهدی(ع) در سرزمین شام

چشم‌انداز قیام حضرت مهدی(ع) در سرزمین شام

 

 سلسله وقایع و فتنه‌هایی که جغرافیای جهان اسلام را در می‌نوردد، دل را می‌آزارد. دیدار آن همه فاجعه خونین، ظلم‌های رفته بر زنان و مردان پیر و جوان و ناجوانمردی‌هایی که گاه رنگ دین و مذهب به خود می‌گیرد، درحالی که با هیچ یک از اصول اعتقادی و مرام انبیاء و اولیای الهی مطابقت ندارد. با این همه، با چشمی دیگر باید به جهان و آنچه بر سر ساکنان مستضعف جهان می‌آید، نگریست.
فتنه‌ها، سنگ‌دلی‌ها، قحطی‌ و جنگ و ناامنی، همگی محصول عمل انسانند. محصول خودکامگی و تمامیّت خواهی؛ امّا این همه نیز اجلی محتوم و وقتی و فرصتی معیّن دارد، از میان گرداب شب‌های تاریک و هولناک و از ژرفای فتنه‌ها، می‌رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند.آن هنگام که فرمان ظهور ازسوی حضرت حق صادر شود، در فرصتی کوتاه امام‌(ع) و مردان لشکر شکن همراهش چونان صاعقه بر ستمگران یورش می‌آورند.به استناد روایات، از استقرار سفیانی ملعون که خود از نشانه‌های حتمی ظهور امام(ع) است تا ظهور کبری، بیشتر از نه ماه فاصله نخواهد بود. امام، حجاز و عراق را به سرعت طی می‌کنند و فتنه‌ها را فرو می‌نشانند.
ایشان ستمگران متجاوز را با همراهی مردان مرد، از قبیله مستضعفان دفع می‌کنند و پیش می‌آیند.
پس از اینکه اوضاع سیاسی در سه منطقه "ایران"، "عراق" و "حجاز" آرام می‌شود و همه فرمان‌بردار امام مهدی(ع) می‌شوند و امام(ع) "کوفه" را به عنوان پایتخت خویش برای حرکت به سوی بقیّه نقاط جهان برمی‌گزیند، باقی‌مانده‌های شکست خورده‌ سپاه سفیانی در سرزمین "شام" تجمّع می‌کنند؛ البتّه در این کار، دست قدرت‌های بزرگ در کار است و آنها در پشت پرده‌اند، قدرت‌هایی که به دلیل جنگ جهانی‌ای که پیش از ظهور روی داده، ضعیف، فرسوده و بی‌رمق شده‌اند. سفیانی خطّ مقابله و سپر برای این دولت‌هاست، به ویژه در "فلسطین" که کانون بحران در "خاورمیانه"، پیش از ظهور است و این گردهمایی باعث ایجاد فتنه‌انگیزی و بحران‌هایی در مرزهای شمالی عراق می‌شود. به همین دلیل، امام مهدی(ع) لشکریانش را برای مقابله با آنها مهیّا می‌کند. امام مهدی(ع) در منطقه "مرج عذراء" اردو می‌زند و بعید به نظر نمی‌رسد که شورش و انقلابی مردمی در سرزمین شام، منجر به عقب‌نشینی و برگشت سفیانی به فلسطین شود و او همراه با سپاهیانش در آنجا تجمّع کنند تا برای جنگ بزرگ فتح "قدس" آماده شوند؛ زیرا روایات می‌گویند که امام در مرج عذراء1 اردو می‌زند و در آن حال، سفیانی در "رمله" است.امام باقر(ع) می‌فرمایند:
"سپس مهدی(ع) به همراه یارانش به مرج عذراء می‌آید. در این زمان مردم زیادی به او پیوسته‌اند و سفیانی در این هنگام در رمله است تا اینکه این دو سپاه به هم می‌رسند و آن، روزِ جایگزینی و عوض و بدل است. شماری از شیعیانی که با سفیانی بودند، به سپاه امام می‌پیوندند. شماری از کسانی که با آل محمّد(ص) بودند، به سفیانی می‌پیوندند. هر یک به اردوگاه خود می‌پیوندند و زیر پرچم‌های خود می‌روند و آن روز، روزِ عوض و بدل و جای‌گزینی است." 2
امام(ع) برای اینکه حجّت بر آن لشکریان تمام شود، تلاش می‌کند که با آنان گفت‌وگو کند تا شاید برخی از آنها هدایت شوند و پایه‌های جبهه‌ داخلی آنها به لرزه در آید. به همین دلیل سفیانی را دعوت به مذاکره می‌کند. ابن حماد می‌گوید:
سفیانی دعوت مهدی(عج) را می‌پذیرد و با ایشان مذاکره می‌کند. کارها را به ایشان می‌سپارد و با ایشان بیعت می‌کند. هنگامی که سفیانی نزد یاران خود بازمی‌گردد، [بنی] کلب او را پشیمان می‌کنند و او می‌خواهد پیمان خود را بشکند. امام سپاه خود را برای جنگ با او آماده می‌کند و او را شکست می‌دهد و در نهایت خداوند به وسیله‌ او روم را شکست می‌دهد.3
عبارت پایانی این حدیث، یعنی عبارت: "خداوند به وسیله او روم را شکست می‌دهد"، اشاره به این دارد که نیروهای روم و یهودیان و دیگران برای مقابله با موج گسترش اسلام، از سفیانی حمایت می‌کنند. اسلامی که از "شبه جزیره" و سرزمین "شام" آغاز شده است و آسیاب جنگ‌هایی وحشتناک میان دو طرف (بین مسلمانان از یک جهت و باقی‌مانده‌های لشکر کفر از روم و یهودیان و دیگر مردمان) به حرکت در می‌آیند و به همین دلیل، در حدیثی که مسلم, ترمذی و احمد بن حنبل آن را از رسول الله(ص) روایت کرده‌اند، آمده است که ایشان فرمودند:
"قیامت برپا نمی‌شود؛ مگر اینکه مسلمانان و یهودی‌ها به جنگ بپردازند و مسلمانان، آنان را به قتل برسانند.4
خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
"وَقَضَیْنَا إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیرًا ٭ فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّیَارِ وَکَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً ٭ ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْنَاکُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیرًا ٭ إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِیَسُوؤُواْ وُجُوهَکُمْ وَلِیَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِیراً؛ 5
و در کتاب [آسمانی‌شان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعاً به سرکشی بسیار بزرگی برخواهید خواست، پس آنگاه که وعده [تحقّق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی را از خود, که سخت نیرومندند، بر شما می‌گماریم تا میان خانه‌ها[یتان برای قتل و غارت شما] به جست‌وجو در آیند و این تهدید، تحقّق یافتنی است. پس از چندی, دوباره شما را بر آنان چیره می‌کنیم و شما را با اموال و پسران یاری می‌دهیم و [تعداد] نفرات شما را بیشتر می‌گردانیم. اگر نیکی کنید، به خود نیکی کرده‌اید و اگر بدی کنید، به خود [بد نموده‌اید] و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین کنند و در معبد[تان] چنان‌که بار اوّل داخل شدند [به زور] در آیند و به هر چه دست یافتند، یکسره [آن را] نابود کنند".
عیّاشی در تفسیر این آیه, به نقل از حمران و او از امام محمّدباقر(ع) نقل کرده که او گفت: امام این آیه را قرائت فرمودند:
"بعثنا علیکم عباداً لنا اُولی بأسٍ شدیدٍ»، سپس فرمودند: "او قائم و یارانش هستند که دارای قدرت زیادی هستند".6امام مهدی(ع) "قدس" را آزاد می‌کند, اوّلین قبله مسلمانان را به صاحبان حقیقی‌اش بازمی‌گرداند و زمین را پس از آنکه شاهد ظلم و ستم‌های زیادی بوده، پر از عدل و داد می‌کند. چرخ لشکر کفر و نفاق از حرکت باز نمی‌ایستد؛ بلکه دولت‌ها و حکومت‌های حامی سفیانی، خود را آماده می‌کنند تا بار دیگر به مسلمانان حمله کنند. ظاهراً حضرت عیسی(ع) پس از آزادی "قدس" به زمین فرود می‌آید؛ زیرا روایات درباره نقش ایشان در این جنگ چیزی نگفته‌اند؛ بلکه بر نقش ایشان پس از این جنگ تأکید کرده و گفته‌اند که ایشان فرود می‌آیند و پشت سر مهدی(عج) نماز می‌خوانند. روایت بیان می‌کند که:
"در روز جمعه و هنگام برگزاری نماز، عیسی بن مریم(ع) در آن لحظه، از آسمان فرو می‌آید و دو لباس قرمز بر تن دارد که از سرش روغن قطره قطره می‌چکد و او مردی خوش‌منظر و سفید چهره است و بسیار به ابراهیم(ع) شباهت دارد. مهدی(ع) می‌آید و با ایشان مصافحه می‌کند و مژده پیروزی را به ایشان می‌دهد. در این هنگام مهدی(عج) به او گوید: جلو بیا، ای روح خدا و برای مردم نماز بگزار و عیسی(ع) می‌گوید: بلکه [امام جماعت بودن] برای توست، ای فرزند رسول خدا!" 7
مستور بن غیلان به ایشان عرض کرد: امام مردم در آن روز کیست؟ پیامبر(ص) جواب داد: "مهدی(عج) از فرزندان من است." 8
منبع: موعود

 

پی‌نوشت‌ها:
1. "مرج عذراء" روستایی در دمشق است.
2. تفسیر العیّاشی، ج 1، ص 66.
3. کتاب الفتن مروزی، ص 218.
4. مسند احمد، ج 2، ص417.
5. سوره اسراء (17)، آیات 4ـ7.
6. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 138.
7. مرندی، ابوالحسن، مجمع النورین و ملتقی البحرین، ص 283.
8. بحارالانوار، ج 51، ص 80.

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : پنج‌شنبه 09 مرداد 1393
افراد وسواسی عبد شیطان‌اند!


افراد وسواسی عبد شیطان‌اند!


فتنه های شیطان مشتمل بر سه قسم می باشد؛ دوستی با زنانی که سبب حرام می شوند؛ شمشیر شیطان هستند، شراب، دام شیطان و پول پرستی تیر شیطان می باشد.


 

شیطان
خداوند متعال در آیات متعددی انسان را متوجه خطر بزرگ شیطان نموده و از او می‌خواهد تا وسوسه‌های شیطان، او را از راه بندگی و عبودیت بیرون نبرد و از چنین دشمنی که به هیچ کسی رحم نمی‌کند و قربانیانش در هر گوشه و کناری بر خاک هلاکت افتاده‌اند برحذر باشد.

می فرماید: «شیطان برای شما دشمن آشکار و عدوّ مبین است»[1] و «او را دشمن خود قرار دهید»[2] و «کسی که او را به جای من برگزیند چه بد جانشینی را انتخاب کرده است»[3]، «هر کس شیطان را دوست و سرپرست خود قرار دهد، زیان بسیار آشکاری کرده است»[4] و «جهنم وعده گاهش خواهد بود»[5]، «شیطان می خواهد شما را به گمراهی و بیراهه بسیار پرتی بکشاند»[6] و «شما را اهل آتش سوزان عذاب الهی قرار دهد»[7]، «چنانکه گروه فراوانی از پیشینیان شما را به گمراهی کشاند»[8]، «شیطان همنشین بدی است»[9]، «او با فریب و نیرنگ آدمی را به سمت خود کشانده و بعد او را سرگردان رها می کند و به دنبال کار خود می رود.»[10]

 

حدود زمامداری و نفوذ شیطان

از آیات قرآن استفاده می شود که حیطه تأثیرگذاری شیطان محدود به کسانی است که وارد حزب او شوند،[11] یعنی کسانی که به جای خداوند، تحت سرپرستی او و یارانش قرار گیرند[12] و از او تبعیت و پیروی کنند.[13]

وسوسه و تحریک شیطان هرگز آزادی و اختیار را از انسان نمی گیرد، بلکه او یک دعوت کننده بیش نیست[14] و این خود انسان است که با انحراف در عمل و آلوده شدن به کارهای شیطانی[15] زمینه های نامناسب روحی را فراهم کرده و نسبت به حق سخت و غیرخاضع می شود[16]، آنگاه با میل و اراده خویش دعوت شیطان را اجابت می کند و سرپرستی او را به جان می پذیرد[17]، بلکه دریچه های قلب خود را به روی ابلیس می گشاید و به او اذن ورود می دهد. گام های نخستین از طرف خود انسان برداشته می شود و تنها پس از موافقت خود انسان است که شیطان می تواند از مرزهای روح او بگذرد و وی را در پرتگاه گمراهی بر زمین زند.

 

راه های ورودی ولایت شیطان

امروز «وسوسه عملی» که یکی از راههای شیطان برای انحراف بشر است خطر بزرگ بوده و متأسفانه بیشتر افراد به آن مبتلا می باشند .

شیطان دام های فراوانی دارد که انسان باید هوشیار باشد تا در این دام ها و فخرها اسیر نگردد.

شیطان و نیروهای آن سیاست های مرحله به مرحله داشته و ممکن است با یک شبهه شروع و افراد را به سوی بی دینی سوق دهند.

 

وسوسه گام اول انحراف

وسوسه خود دارای سه بعد فکری، عملی و اجتماعی است که در نوع اول در اندیشه های انسان یکسری تفکرات غلط و گمراه کننده خطور می کند و به قدری خطرناک است که اگر کنترل نشود حتی سبب خروج افراد از دین می گردد.

سخن را با حدیثی از امام علی علیه السلام به پایان می بریم، ایشان در حدیثی بیان کردند : مبنی بر این که فتنه های شیطان مشتمل بر سه قسم می باشد ؛ دوستی با زنانی که سبب حرام می شوند؛ شمشیر شیطان هستند، شراب، دام شیطان و پول پرستی تیر شیطان می باشد

وسوسه عملی دومین نوع از وسوسه ها

این نوع در جامعه ما به عنوان وسواس معروف بوده و متأسفانه اکثر افرادی که به آن مبتلا می شوند و شاهد هستیم که این عمل ناشایست در جامعه، برخی معضلات از جمله طلاق و تزلزل خانواده ها را ایجاد کرده است.

 

افراد وسواسی عبد شیطان هستند

مسلمانان باید به خاطر داشته باشند که پیامبر(صلی الله علیه وآله) با 750 گرم آب وضو می گرفتند اما امروز بسیاری از مردم در طهارت، غسل و نماز خود دچار وسواس شده اند، که این امر خطرناک بوده و ممکن است حتی تا حد سقوط و بیماری های جسمی و روانی پیش برود.

 

وسوسه اجتماعی  

متأسفانه در جامعه امروزی بسیاری از آقایان و خانم ها بی جهت به همسران خود به دیگر افراد جامعه سوء ظن دارند و این یک وسوسه اجتماعی می باشد که دارای خطرات زیادی است.

فقر، خیانت در شراکت و ... مراحل دیگری از انحرافات شیطان است که شیطان پس از گذراندن این مراحل، بشر را تحت ولایت خود درآورده و گمراه می کند .

کسی که تقوا داشته و به شیطان اجازه ورود را ندهد سعادتمند بوده و شیطان هرگز نمی تواند بر او مسلط شود.

سخن را با حدیثی از امام علی علیه السلام به پایان می بریم، ایشان در حدیثی بیان کردند: مبنی بر این که فتنه های شیطان مشتمل بر سه قسم می باشد؛ دوستی با زنانی که سبب حرام می شوند؛ شمشیر شیطان هستند، شراب، دام شیطان و پول پرستی تیر شیطان می باشد.

 

پی نوشت ها :

[1] . زخرف/ 62، یوسف/60، کهف/50، اسراء/ 53 و بقره/ 168.

[2] . فاطر/6.

[3] . کهف/50.

[4] . نساء/ 119.

[5] . حجر/ 43.

[6] . نساء/ 60.

[7] . فاطر/6.

[8] . یس/62.

[9] . نساء/ 38.

[10] . فرقان/29.

[11] . فاطر/ 6.

[12] . حج/ 4، کهف/ 50 و نحل/100.

[13] . زمر/ 85، اسراء/ 63، حجر/ 42 و اعراف/ 18.

[14] . ابراهیم/ 22.

[15] . طه/ 121، مائده/ 90 و آل عمران/ 155.

[16] . حج/ 53.

[17] . حجر/ 42.

 

 

 تبیان

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : چهارشنبه 08 مرداد 1393
الوداع ای ماه رحمت الوداع

الوداع ای ماه رحمت الوداع

 

الوداع ای ماه رحمت الوداع

ای مه اسرار و حکمت الوداع

الوداع ای سفره ی حق الیقین

ماه مهمانی کل مؤمنین

الوداع ای روزهای باعلی

شهد شیرین نوای یا علی


 

رمضان می رود و می برد از کف دل ما


آن که یک ماه صفا یافت از او محفل ما


رمضان عقده  گشا  بود  گنهکاران را


وای اگر  او رود  و حل نشود مشکل ما


اینک ای ماه خدا ، میروی آهسته برو


که  ندانی  چه  کند  رفتن تو  با  دل ما

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : دوشنبه 06 مرداد 1393
بر گرد که بر بهار ما می خندند...

 

بر گرد که بر بهار ما می خندند...

یک عده به انتظار ما می خندند...

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : دوشنبه 06 مرداد 1393
راز تعالی آیت الله سید علی قاضی


راز تعالی آیت الله سید علی قاضی

 

آیت الله قاضی

 

یکی از نشانه های علمای وارسته و بزرگوار عشق و علاقه ایشان به نماز و خواندن نماز در اول وقت است ، یکی از این علمای بزرگ که از برکات بی انتهای نماز اول وقت بهره های بسیار برد حضرت آیت الله سید  علی قاضی است.

 

طلبه برای آنکه بتواند با سختی ها مبارزه نماید و تسلیم ناملایمت های روزگار و ظالمان نشود نیازمند عنایت ویژه خداوند مهربان است او برای دست یابی به عنایت خاص الهی باید بتواند به درگاه الهی تقرب جوید و هیچ عملی چون نماز آن هم نماز اول وقت او را محبوب خداوند نمی سازد.

 

طلبه راستین در هرکاری به علمای بزرگوار و خداترس و خداجو اقتدا می نماید و سعی می کند راهی که آنان رفته اند را طی نماید چرا که این گونه عالمان تنها گام در صراط مستقیم می گذارند.

 

 امام خمینی (ره) که به برکت نماز و توسل و توجه به ذات پاک و بزرگ الهی توانست طومار طاغوت زمان خود را درهم بپیچد درباره جایگاه بالای نماز این گونه می فرماید: باید دانست که چون حقیقت نماز عروج به مقام قرب و وصول به مقام حضور حق جل و علا است، برای وصول به این مقصد بزرگ و غایت قصوی طهاراتی لازم است که ماورای این طهارت(ظاهری) است.

 

حضرت امام خمینی(ره) این مجاهد خستگی ناپذیر چنان دلداه و شیدای خداوند هستند که نماز اول وقت و دیدار و صحبت با یار را به هیچ چیزی ترجیح نمی دهند ،  حجت الاسلام انصاری این خاطره را درباره اهمیت نماز اول وقت در سیره عملی امام خمینی نقل می کنند:

 

 امام در روزهای آخر عمرشان می‎خواستند بخوابند به من فرمودند: اگر خوابیدم برای اول وقت نماز صدایم بزن گفتم: چشم دیدم اول وقت شد و امام خوابیده‎اند حیفم آمد صدایشان بزنم ـ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است. چند دقیقه‎ای از اذان گذشت وامام چشمهایشان را باز کردند.

 

 گفتند:‌وقت شده؟، گفتم: بله امام فرمودند: چرا صدایم نزدی؟ گفتم: ده دقیقه بیشتر وقت نگذشته است. گفتند: مگر من به شما نگفتم ـ امام سپس فرزندش را صدا زدند که«احمد بیا » و فرمودند: ناراحتم، از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده‎ام چرا الان که پایم لب‎گور است، ده دقیقه تأخیر افتد.

 

یکی از نکات مشترک در زندگی تمام علما و مراجع بزرگوار شیعی اقامه نماز در اول وقت است.

آیت الله العظمی بهاء الدینی(ره) این عارف بزرگ در توصیه ای عرفانی همگان را این گونه پند می دهند: «اگر می‎خواهید برکاتی نصیبتان شود نماز اول وقت بخوانید.»

 

طلبه نباید از امام زمان عجل الله تعای فرجه الشریف غافل شود و باید به دنبال انجام کارهایی باشد که محبت او را به حضرت روز به روز افزون سازد برخی از کارهای نیک بیش از سایر کارها در ازدیاد محبت به وجود شریف آن حضرت اثر دارد که یکی از آن کارهای پرثواب اقامه نماز در اول وقت است  .

 

آیت الله اراکی و آیت الله بهجت در جواب این سۆال که برای اِزدیاد محبت به حضرت حق و ولی عصر عجل الله تعای فرجه الشریف چه کنیم؟ مرقوم فرمودند: گناه نکنید و نماز اول وقت بخوانید.

 

مرحوم سید مرتضی(ره) عالم بزرگواری است که با وجود آن که هزار سال است از درگذشت او می گذرد با این حال نام و یاد او هم چنان پرآوازه است و مومنان همیشه دعاگوی آن دانشمند پارسا هستند و علت این ماندگاری نام ویاد ایشان بدون تردید به خاطر عشق و علاقه ایشان به نماز اول وقت است  .

 

ایشان در هنگام مرگ وصیت کردند که: «تمام نمازهای مرا که در طول عمرم خوانده‎ام به نیابت از من دوباره بخوانید.» وقتی از علت آن سۆال کردند، اینطور جواب فرمودند: «من علاقه‎مند به نماز و عاشق راز و نیاز با خدا بودم و از آن لذت فراوان می‎بردم و همیشه قبل از رسیدن وقت نماز برای آن لحظه شماری می‎کردم.

 

 به همین دلیل شاید نماز‎های من صد در صد خالص برای خدا نبوده و لذت روحی خودم در بجا آوردن آنها نقش داشته و نمازی که یک درصد هم برای غیر خدا باشد، شایستة‌ در‎گاه خدا نیست.»

 

آیت الله قاضی از عرفای بزرگ زمان می باشند ، عالم عارف بزرگواری که شاگردانی بزرگ تربیت و به حوزه علمیه و جامعه تحویل دادند .

 

یکی از شاگردان نامی و گرانقدر ایشان حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) می باشند .علامه مصباح یزدی از قول ایشان می گویند که آیت الله العظمی بهجت از استاد خویش آیت الله قاضی نقل می کردند که ایشان می فرمود:

 

« اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند! و یا فرمودند: به صورت من تف بیندازد. » 

  آیت الله قاضی از آن دسته عالمانی هستند که بدون تردید هر طلبه ای دوست دارد هم چون او شود و همانند او محبوب درگاه حضرت دوست شود.

ایشان در واقع با این سفارش روحانی راز پیشرفت و تعالی خود را بیان کردند و راه سعادت و خوشبختی را برای ما طلاب روشن ساختند.

 

یکی دیگر از عالمان نامی و مراجع بزرگوار شیعه که منشاء خدمات بسیاری شدند و زحمات بسیاری برای تعالی مکتب برحق شیعه و اعتلای حوزه علمیه کشیدند حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) می باشند .

 

یکی از ویزگی های ایشان اهتمامشان به اقامه نماز به ویژه نماز صبح در اول وقت بود و ایشان کسی است که نماز جماعت صبح درحرم حضرت معصمه سلام الله علیها را بنیان گذاردند،خود ایشان در یادداشتی این گونه می فرمایند:«هنگامی که در قم سکونت کردم (1343) صبحها در حرم حضرت معصومه (س) اقامة نماز جماعت نمی‎شد و من تنها کسی بودم که این سنت را در آنجا رواج دادم و از شصت سال پیش به این طرف صبح زود و پیش از باز شدن درهای حرم مطهر و زود‎تر از دیگران می‎رفتم و منتظر می ایستادم.

 

 در زمستانها بیلچه‎ای کوچک به دست می‎گرفتم و راه خود را به طرف صحن باز می‎کردم تا خود را به حرم برسانم.

 در آغاز خود به تنهائی نماز می‎خواندم. تا پس از مدتی یک نفر به من اقتدا کرد و پس از آن افراد دیگر هم آمدند و به این ترتیب نماز جماعت را در حرم آغاز کردم»

 

خواندن نماز در اول وقت از خصوصیات و ویژگی های طلبگی است و طلبه نباید به هیچ بهانه ای از انجام این عمل پرخیر و برکت غافل شود و طلبه  اگر می خواهد هم چون علمای بزرگوار و وارسته شیعه مورد لطف و رحمت و عنایت خاص الهی قرار گیرد بایستی هم چون این علما هرگز از نماز  اول وقت غافل شود.


منابع:

پایگاه فرهنگی مذهبی شیعه

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : دوشنبه 06 مرداد 1393
چرا عمرها کوتاه می شود؟


چرا عمرها کوتاه می شود؟

آیت الله تهرانی

از عللی که در طول عمر انسان اثرگذار است می توان به این موارد اشاره کرد: صدقه – خوش همسایگی – رعایت نظافت دستان - صله رحم – اخلاق نیکو – گناه نکردن.

 

شکی نیست که همه دوست دارند عمری طولانی داشته باشند. مساله طول عمر سالها مورد تحقیق و پژوهش دانشمندان پزشکی قرار گرفته و اکنون نیز یکی از مسائل مهم به شمار می رود.

 

یقینا اینکه می بینیم کسی عمرش طولانی می شود و یا شخص دیگری اصطلاحا جوان مرگ می شود بدون علت نیست. چرا که همه وقایع دنیا تابع علتها و معلول های خاص خودش است. همه ضعف ما اینجاست که نمی توانیم این علتها را بشناسیم و اگر پژوهشگران زیادی در طول سالهای متمادی روی این قضیه تحقیق می کنند فقط برای به دست آوردن علت طول عمر است.

 

اگر بخواهیم به صورت دقیق تری به این مساله نگاه کنیم باید بگوییم در جهان هستی ما دو نوع علت داریم. علت مادی و علت ماورائی یا معنوی. همانطور که علل مادی باعث پیدایش برخی معلول ها می شود، علل معنوی نیز همین تاثیر را دارست.

 

از آنجا که علتهای ماورای ماده ملموس نیست و با قوای حسی قابل درک و یا آزمودن نمی باشد لذا شناخت آن نیز یک علم ماورایی و معنوی می خواهد.

 

ائمه اطهار علیهم السلام به عنوان پرچمداران علم و تقوا و منبع علم الهی در بیانات گوناگونی زوایای علمی و علل ماورائی را برای ما بیان فرموده اند. این مسائل غالبا در روایات رسیده از ایشان تبیین شده است.

 

بدون شک برخی علل مادی در مساله طول عمر دخیل است که می توان منشا آن را تغذیه سالم و زندگی صحیح و آمیخته با آرامش دانست.

 

 پزشکان در این زمینه تحقیقات گسترده تر و مبسوط تری کرده اند که این بخش در پژوهش آنان روشن و تبیین شده است.

 

اما علل معنوی نیز در طول عمر ما انسانها دخیل است. همانطور که تغذیه صحیح یکی از علل طول عمر به شمار می رود، اجتناب و دوری از برخی گناهان و یا انجام برخی اعمال نیز از علل معنوی طول عمر است.

 

به عنوان مثال صله رحم به عنوان یکی از مهمترین و اصلی ترین این علل به شمار می رود. در روایات متعددی به این مساله اشاره شده که صله رحم باعث طول عمر می شود.

 

در طرف مقابل نیز برخی گناهان عمر را کوتاه می کند.

 آیه الله شیخ مجتبی تهرانی در این رابطه به روایت شریفی از امام صادق علیه السلام اشاره کرده و درباره آن توضیح می دهند.

 

روی عن الصادق علیه السلام قال:

«یَعِیشُ النَّاسُ بِإِحْسَانِهِمْ اَکْثَرَ مِمَّا یَعِیشُونَ بِاَعْمَارِهِمْ وَ یَمُوتُونَ بِذُنُوبِهِمْ اَکْثَرَ مِمَّا یَمُوتُونَ بِآجَالِهِمْ.» (بحارالانوار ج5 ص 140)

 

قبل از این‏که روایت را معنا کنم، مطلبی را تذکر می‏دهم. در معارفمان داریم: هر عملی که از ما صادر می‏شود، اثر وضعی دارد برای انسان. ولو اینکه خود انسان هم نفهمد.

 

برایتان مثالی می‏زنم: اگر شما یک مایعی که در ظرفی است و خیال کردی آب است و تشنه بودی و خوردی و بعد معلوم شد آب نبود بلکه خمر و مشروب الکلی بود، دانستن و ندانستن تو روی این اثری ندارد و مست می‏شوی؛ این مستی را اثر وضعی می‏گویند. چه بدانی، چه ندانی، این خوراک، این اثر را دارد.

 

 البتّه احکام شرعی بحث دیگری است و چون نمی‏دانستی جهنّم ندارد. این مطلب ‏را گفتم تا بدانید اثر وضعی یعنی چه؟

 

هر عملی که در این عالم انجام می‏دهیم، اثر وضعی دارد و روی عمر ما اثر می گذارد، مهم این است.

 

یک سنخ اعمال روی عمر انسان اثر می‏گذارند. چطور؟ این سنخ اعمال تقدیرهای عمر، که خدا تقدیر فرموده را تغییر می‏دهند. این‏ حرف‏ها بسیار مهم‏اند.

 

 در روایات داریم که یک سنخ از اعمال، موجب طول عمر می‌شوند. پای منبرها شنیده‏اید دیگر. حالا من می‏خواهم کامل برایتان توضیح دهم. مثلاً فرض کنید صله رحم مستحب است، روایات می‏گویند: طول عمر می‏آورد.

 

اگر عمر من مشخّص است، طول عمر یعنی چه؟ معلوم می‌شود، با عمل خودم تغییر می‏کند. می‏توانم با یک سنخ اعمال طولانی‏اش کنم و از آن طرف می‏توانم کوتاهش کنم. چگونه؟ مثال می‌زنم. در روایات داریم، نعوذ بالله، «زِنا» موت فُجأه می‌آورد. بسیاری از سکته‏ها به خاطر چیست؟ رواج زنا در جامعه.

 

حالا می‏روم سراغ روایت. «یَعِیشُ النَّاسُ بِإِحْسَانِهِمْ اَکْثَرَ مِمَّا یَعِیشُونَ بِاَعْمَارِهِمْ»، طول عمر زندگی مردم به سبب اثر وضعی احسان‏ها و نیکوکاری‏هایی که می‏کنند، بیشتر است از طول زندگی آن‏ها به اعمار؛ یعنی مقدّراتشان در عمر.

 

 «وَ یَمُوتُونَ بِذُنُوبِهِمْ اَکْثَرَ مِمَّا یَمُوتُونَ بِآجَالِهِمْ»، از آن‏طرف مرگ انسان‏ها به سبب گناهانشان بیشتر است از مرگ آن‏ها به سبب مقدّراتشان.

 

یعنی زندگی‏هایی که در دنیا به سبب عمل نیک می‏شود و مرگ‏هایی را که به سبب عمل زشت و گناه به وجود می‏آیند، بیشترند از آن چیزی که از نظر عمر برایت مقدّر شده است.

 

در ادامه سخنان آیه الله تهرانی به صورت فهرست وار به برخی از این عوامل که در قرآن کریم و یا روایات ما بدان تصریح شده، اشاره ای گذرا خواهیم کرد.

 

از عللی که در طول عمر انسان اثرگذار است می توان به این موارد اشاره کرد: صدقه – خوش همسایگی – رعایت نظافت دستان -  صله رحم – اخلاق نیکو – گناه نکردن

همچنین برخی علل و عواملی که در کوتاهی عمر انسان موثر است اینگونه بیان شده: خشم و غضب الهی – آزار و اذیت پدر و مادر – قطع رحم – قسم دروغ – زنا – ظلم و ستم

 


 

منابع:

 

خبرگزاری فارس

پایگاه ذی طوی

مشكاة الأنوار فی غرر الأخبار

سخنان جاویدان امام در طب

منتخب میزان الحکمة شماره 2539

کافی

تحف العقول

میزان الحکمه

اصول کافی

تحف العقول، همان

میزان الحکمه

غررالحکم

سوره نو


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : دوشنبه 06 مرداد 1393
موانع قبولی یا كمال نماز

موانع قبولی یا كمال نماز

 

نماز
با توجه به آیات و روایات وارده از پیامبر گرامی اسلام و ائمه علیهم السلام ، بهترین وسیله برای تقرب به خدا نماز می باشد. نماز است که می تواند انسانها را به اوج کمال برساند.

 

 

به نام خدا

با توجه به آیات و روایات وارده از پیامبر گرامی اسلام و ائمه علیهم السلام ، بهترین وسیله برای تقرب به خدا نماز می باشد.

نماز است که می تواند انسانها را به اوج کمال برساند.

 

مرحوم علامه طباطبایی از استاد خود ایت الله قاضی(ره) آن عالم بزرگواری که نقل است از اول اسلام تا بحال عارفی به جامعیت ایشان وجود نداشته است، نقل می کنند که می فرمود: اگر کسی نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند.

خیلی از  افراد  بدنبال درس اخلاق و استاد و گرفتن ذکر و دستورالعمل های عرفانی  هستند، و بوسیله اینها می خواهند به خدا  برسند در حالی که بهترین ابزار برای به خدا رسیدن همین نماز است که ما از آن غافل هستیم.

 

در این بخش میخواهیم موانعى را بررسی کنیم كه در قبولى یا كمال نماز دخیل میباشند. لکن به جهت اهمیت موضوع و محدودیت مقاله، موانع اصلى را به تفصیل در اینجا بیان می نمائیم.

 

با سیر اجمالى در آیات و روایات چنین بدست مى آید كه این موانع دو دسته اند و میتوان آنها را به دو قسمت كاملاً جداگانه تقسیم بندى نمود. یك قسم از آنها جزء موانع درونى میباشند كه در حال اقامه نماز باید بدان توجه داشت و سعى در رفع آن نمود و قسم دیگر موانع بیرونى هستند كه به عملكرد و رفتار نمازگزار بر میگردد.

 

قسم اوّل كه عبارت بود از عدم حضورقلب، اكتفا به ظاهر نماز، سبك شمردن نماز و  مداومت نکردن در نماز، که اکثراً آشنایی اجمالی با این موانع دارند، امّا بخش دیگر آن كه موانع بیرونى  بوده و بسیار حائز اهمیت اند  ، در این فصل به آنها پرداخته و سعى مى شود  توضیحاتى را در ذیل هر كدام، بیان نمائیم.

 

 مهمترین موانع بیرونى عبارتند از:

 

1 ـ شرب خمر

نوشیدن شراب و هر ماده اى كه زوال عقل را در پى داشته باشد و یا انسان را از حالت تعادل خارج نماید موجب نقص عبادات و عدم قبولى نماز مى شود.

 

خداوند در چند جاى قرآن كریم انسانهاى مست را از نماز خواندن نهى فرموده است. در سوره مباركه نساء آیه 43 فرموده: یا ایها الذین آمنوا لاتقربوا الصلاه و انتم سكارى. «اى كسانى كه ایمان آورده اید در حالیكه مست هستید به نماز نزدیك نشوید».

 

یعنى فرد مست نمازش مقبول حق نبوده و داراى اثر نیست چونكه او نمى داند در حال نماز چه مى گوید و با چه كسى در حال راز و نیاز است.

 بنابر این انسان شراب خوار، اگر اهل نماز هم باشد نباید مترصد این باشد كه آثار نماز در زندگیش ظاهر گردد.

 

2 ـ خوددارى از بول در حال نماز

 

از جمله عواملى كه موجب عدم كمال نماز است و باعث مىشود كه نماز در روح نمازگزار اثر نبخشیده و تأثیر تكاملى نداشته باشد خوددارى از بول و باد معده است. چنانچه در رساله هاى عملیه مراجع تقلید آن را از مكروهات در نماز دانسته اند یعنى بهتر است كه در این حالت فرد قیام به نماز نكند.

 

در روایتى از امام صادق(علیه السلام) وارد شده است كه فرموده اند: لا صلاةَ لحاقِن وَلا حاقب. «كسى كه در حال خوددارى از بول یا باد معده نماز بخواند نمازش كامل نیست»(1).

 

البته این شاید بدان جهت باشد كه شخص نمازگزار در چنین حالتى فاقد تمركز حواس بوده و به فكر نمازش نیست. كسى كه در حال عمل عبادى توجه بدان نداشته باشد و نداند كه مشغول چه كارى مى باشد مسلّم است كه آثار و نتایج آن را نیز نخواهد دید.

 

3 ـ پرخورى باعث كسالت از اقامه نماز است

 

پرخوردن مضرات بسیارى در پى دارد كه یكى از آنها، زیان به عبادت و نماز است. كسى كه با شكم پر قیام به نماز نماید از نمازش چندان بهرهاى نمى برد و نمازش به او سودى نمى بخشد چون بدون نشاط و شادابى بلكه با كسالت و بى حالى به خداوند توجه كرده است و چنین شخصى از عبادتش چندان طرْفى نبندد و به عمق و حقیقت عبادت نرسد به همین خاطر او را در ملكوت آسمانها راهى نیست چنانچه ابن عباس از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت كرد كه فرمودند: لایدْخُل ملكوت السماءِ مَنْ مَلاء بَطنُهُ. «كسى كه شكمش پر باشد وارد ملكوت آسمان نشود»(2).

 

حكیمى گفته است كه علم و حكمت را در گرسنگى نهاده اند و جهل و معصیت را در سیرى و انسانهاى مۆمن در دین و دنیا سودمندتر از گرسنگى ندیده اند و طالب آخرت را چیزى زیانكارتر از پرخوردن نباشد.

 

ابوطالب مكى گوید: مَثَل شكم مَثَل طبل است آواز آن به این خوش است كه سبك و تنگ و تهى است پس چون شكم خالى باشد تلاوت خوشتر و قیام براى خدا طولانى تر و خواب اندك باشد.

 

ظاهراً روایت از معصوم است كه فرموده اند: اوّل بدعتى كه پس از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) گذاشته شد سیرى بود و چون شكم مردمان سیر شد نفس آنها سركشى كرده و به سوى دنیا متمایل شد(3).

 

در كم خورى منافعى نهفته است كه در پرخورى هیچ یك از آن منافع وجود ندارد. دورى از خداوند، كسالت در عبادت، مردن دل، قساوت قلب، پلیدى باطن و بیمارى جسم همه از آثار زیانبار پرخورى است كه بر هر عاقل و عالمى شایسته است از آن بپرهیزد تا این همه ضرر و زیان را متوجه خود نسازد.

 

 از رسولخاتم(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت است كه: الفكر نصفُ العبادةِ وقلّةُ الطعامِ هِىَ العبادةُ. «تفكر نصف عبادت است و كم خورى عبادت است»(4).

 

و كلام گهر بار على(علیه السلام) این است كه: «از پرخورى دورى كنید كه موجب قساوت قلب و باعث كسالت از اقامه نماز و سبب تباهى بدن است»(5). و مى دانیم كه نماز با كسالت نماز منافقان است نه مۆمنان(6).

 

4 ـ ریا و خودنمایى در نماز

 

قبلاً به این نكته اشاره شد كه شرط كمال و صحت نماز، حضور قلب و اخلاص است و آن كس كه شائبه ریا در نمازش باشد، نماز او مقبول حق قرار نمى گیرد.

چون اقامه چنین نمازى براى خدا نخواهد بود و هر عملى كه اغراض و اهداف غیر الهى در آن باشد در راستاى همان هدف پذیرفته است.

 

 امّا نزد بارگاه الهى پذیرشى براى آن نیست در حدیث از امام صادق(علیه السلام) رسیده است كه فرمودند:«چون روز قیامت فرارسد بندهاى را مى آورند كه اهل نماز بوده و خود نیز چنین ادعا مىكند به وى مى گویند: تو بدان جهت نمازگزاردى كه تو را مدح و ستایش كنند پس به ملائكه دستور مى رسد او را به سوى آتش ببرند»

 

چون نماز فرمان الهى است و نشانه ستایش عبد به معبود مى باشد اگر براى غیر خالق و معبود اقامه گردد خود نوعى شرك نیز محسوب مى شود چون عملى كه باید براى خدا انجام گیرد در غایت و هدف آن غیر خدا هم دخیل بوده است.

 

و حتى اگر غیر خدا نبود آن عمل انجام نمى گرفت و به همین خاطر نمازگزارى كه نمازش را براى نشان دادن خود به مردم و یا ستایش و مدح دیگران اقامه نماید مشرك تلقى شده است.

 چنانچه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودهاند: مَنْ صلّى صلاةً یُرائى بها فَقَدْ اَشْرك. «كسى كه براى خود نمایى نماز بخواند مشرك است»(7).

 


 

پی نوشت ها :

1ـ المحجة البیضاء، ج1 ص254.

2 ـ احیاء العلوم، ج3 ص171.

3 ـ احیاء العلوم، ج3 ص171.

4 ـ احیاء العلوم، ج3 ص171.

5 ـ غرر الحكم، ص80.

6 ـ سوره مباركه نساء، آیه 142. و سوره مباركه توبه، آیه 54.

7 ـ بحار الانوار، ج 67، ص 222

 

منابع:

این مقاله برگرفته از سایت اندیشه قم می باشد. 


 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : دوشنبه 06 مرداد 1393
هنگام خواب چه سوره هایی را بخوانیم؟

هنگام خواب چه سوره هایی را بخوانیم؟

 

خواب

 

تلاوت قرآن و یاد خدا در شب نیز برای آرامش تاثیر بسیار دارد. در روایت نیز توصیه به تلاوت قرآن و بویژه برخی از سور خاص شده است.

در حدیثی از حضرت محمد (صلى اللّه علیه و آله) نقل شده كه ایشان قبل از خواب مسبحات را تلاوت می نمودند و مى فرمایند:" ان فیهن آیة افضل من الف آیة " (در آنها آیه اى است كه از هزار آیه برتر است.)


زیاد شدن دغدغه های زندگی امروزه موجب شده خیلی از مردم به دنبال راه های مختلف رسیدن به آرامش باشند.

کلاس های مختلف تمرکز و آرامش با نام های جدید طرفداران زیادی پیدا کرده است. این متدها روش هایی برای آمادگی قبل از خواب به منظور فرار از افکار پریشان وبی خوابی هم دارند.

منشأ آرامش یاد خدا و تکیه به منبع لایزال الهی است.خدا در قرآن می گوید که تنها با یاد خدا دل ها  آرامش می یابد."...أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئنُّ الْقُلُوب"(28رعد)

تلاوت قرآن و یاد خدا در شب نیز برای آرامش تاثیر بسیار دارد. در روایت نیز توصیه به تلاوت قرآن و بویژه برخی از سور خاص شده است.

در حدیثی از حضرت محمد (صلى اللّه علیه و آله) نقل شده كه ایشان قبل از خواب مسبحات را تلاوت می نمودند و مى فرمایند:" ان فیهن آیة افضل من الف آیة " (در آنها آیه اى است كه از هزار آیه برتر است.)

البته پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) این آیه را تعیین نفرموده ، ولى بعضى از مفسران احتمال داده اند كه آیه آخر سوره حشر منظور است ، هر چند دلیل روشنى براى این معنا نیز در دست نیست .

امام باقر(علیه السلام) نیز در حدیثی فرمودند: "من قراء المسبحات كلها قبل ان ینام لم یمت حتى یدرك القائم(علیه السلام)  و ان مات كان فى جوار رسول الله (صلى اللّه علیه و آله)"(كسى كه «مسبحات» را قبل از اینکه بخوابد بخواند از دنیا نمى رود تا حضرت مهدى(علیه السلام)  را درك كند، و اگر قبلا از دنیا برود در جهان دیگر در همسایگى رسول خدا خواهد بود.)

منظور از تسبیح هر آنچه در آسمان ها و زمین است تسبیح حقیقی است نه مجازی و زبان حال. همچنین در جای دیگر می فرماید:" تُسبِّحُ لَهُ السمَوَت السبْعُ وَ الاَرْض وَ مَن فِیهِنَّ وَ إِن مِّن شىْءٍ إِلایُسبِّحُ بحَمْدِهِ وَ لَكِن لاتَفْقَهُونَ تَسبِیحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُورا"آسمانهاى هفتگانه و زمین و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبیح او مى‏گویند؛ و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى‏گوید؛ ولى شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید؛ او بردبار و آمرزنده است

 

مسبحات سوره هائى است كه با کلمه ای که از ریشه "سبح" است آغاز مى شود و آن ها هفت سوره است: سوره اسرا، حدید، حشر، صف، جمعه ، تغابن و اعلی.

البته برخی منظور از مسبحات را شش سوره آخر را می دانند و برخی مفسرین مانند نویسنده تفسیر نمونه معتقد است، مسبحات سوره هایى است كه با سبح لله یا یسبح لله آغاز مى شود و آن پنج سوره است: سوره حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن.

قرآن حکیم

اگر فرصت بر تلاوت همه مسبحات ندارید، در بین این سور بر تلاوت سوره حشر تاکید ویژه ای شده است. پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) می فرمایند: "من قراء سورة الحشر لم یبق جنة و لا نار و لا عرش و لا كرسى و لا حجاب و لا السموات السبع و لا الارضون السبع و الهوام و الریاح و الطیر و الشجر و الدواب و الشمس و القمر و الملائكة الا صلوا علیه ، و استغفروا له و ان مات من یومه او لیلته مات شهیدا"(هر كس سوره حشر را بخواند تمام بهشت و دوزخ و عرش و كرسى و حجاب و آسمانها و زمین هاى هفتگانه و حشرات و بادها و پرندگان و درختان و جنبندگان و خورشید و ماه و فرشتگان همگى بر او رحمت مى فرستند، و براى او استغفارمى كنند، و اگر در آن روز یا در آن شب بمیرد شهید مرده است.)

 

همچنین امام صادق(علیه السلام) مى فرمایند: "من قراء اذا امسى الرحمن و الحشر وكل الله بداره ملكا شاهرا سیفه حى یصبح "(هر كس سوره الرحمن و حشر را به هنگام غروب بخواند خداوند فرشته اى را با شمشیر برهنه مأمور حفاظت خانه او مى كند.)

قاعدتا به هر میزان که توجه و تفکر در قرائت بیشتر باشد امید به این آثار نیز بیشتر خواهند بود.

سور مسبحات با "سبح لله" برخی با "یسبح لله" آغاز می شود و در واقع با تسبیح الهی آغاز می گردد.اما این تسبیح به چه معنا است؟

مسبحات سوره هائى است كه با کلمه ای که از ریشه" سبح" است آغاز مى شود و آن ها هفت سوره است : سوره اسرا، حدید، حشر، صف، جمعه ، تغابن و اعلی

 

تسبیح كه مصدر فعل «سبح» است ، به معناى منزه داشتن است ، منزه داشتن خدا از هر آنچه كه مستلزم نقص و ناسازگارى با ساحت كمال الهی است.

در ابتدای سوره حدید آمده است: "سبَّحَ للَّهِ مَا فى السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الحَْكِیمُ"( آنچه در آسمانها و زمین است براى خدا تسبیح مى‏گویند؛ و او عزیز و حكیم است.)(1/حدید)

منظور از تسبیح هر آنچه در آسمان ها و زمین است تسبیح حقیقی است نه مجازی و زبان حال. همچنین در جای دیگر می فرماید: " تُسبِّحُ لَهُ السمَوَت السبْعُ وَ الاَرْض وَ مَن فِیهِنَّ وَ إِن مِّن شىْءٍ إِلایُسبِّحُ بحَمْدِهِ وَ لَكِن لاتَفْقَهُونَ تَسبِیحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُورا"(آسمانهاى هفتگانه و زمین و كسانى كه در آنها هستند، همه تسبیح او مى‏گویند؛ و هر موجودى، تسبیح و حمد او مى‏گوید؛ ولى شما تسبیح آنها را نمى‏فهمید؛ او بردبار و آمرزنده است.)(44/اسراء)

که این آیه دلالت بر تسبیح حقیقی  دارد و اگر مجاز بود به این معنا بود که هر موجود ی در آسمان ها و زمین با هستى خود بر پاک و منزه بودن خالقش از هر نقصی دلالت دارد و دیگر نمی گفت:"شما آن تسبیح را نمی فهمید."

پس تمامی موجودات عاقل و غیر عاقل تسبیح الهی با زبان و تنریه به معنای حقیقی کلمه می کنند، هر چند که ما آن را نمی فهمیم.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : یکشنبه 05 مرداد 1393
مرگ سرخ اندر ركاب مهدي زهراخوشست

مرگ سرخ اندر ركاب مهدي زهراخوشست

جنگ با دشمن كنارمهدي زهرا خوشست


                                   اقتدا كردن به راه سرخ عاشورا خوشست


زندگي زيباست اما اي عزيزم گوش دار


                                   مرگ سرخ اندر ركاب مهدي زهراخوشست


گرچه بسيارست خيل آرزوهاي بشر


                                   آرزو بهر ظهور دلبر والا خوشست


زندگي بي روي مهدي كه ندارد لطف و حال


                                   زندگي تحت لواي سبز آن مولا خوشست


هر طرف بنگر زده سر،فرقه اي ضاله ولي


                                   پيروي ازمكتب توحيد عاشورا خوشست


مد شده ازمكر شيطان بد حجابي خواهرم


                                   پيروي ات ازحجاب حضرت زهرا خوشست


آرزومند زيارت،كربلاهستم ولي


                                   كربلا رفتن كنار مهدي زهراخوشست


هرچه گفتم يانگفتم دوستانم يك كلام


                                   همنشيني در دوعالم جنب آن مولاخوشست

 

شعر:محسن حسینی
الهم عجل لوليك الفرج.آمين


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : angelfotros
تاریخ : یکشنبه 05 مرداد 1393


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران